معماری و راز جاودانگی

 

 

صبـــا رئیس اسماعیلی ( دانشجوی کارشناسی معماری)

دانشگاه شهید بهشتی تهران

 

کتاب معماری و راز جاودانگی نوشته کريستوفر الکساندر از جمله کتابهايی است که معماری را از بعد معنا می نگرد

    نويسنده سعی دارد خواننده را به تفکر پيرامون مفهوم اصلی زنده بودن وادارد و بعد از مشخص کردن اهميت اين موضوع  که اساس طراحی فضاهاست روشهايی برای ايجاد اين خصوصيت در طراحی فضاهای مختلف ارائه می دهد .

 نويسنده هر انسانی را برای طراحی خانه يا حتی شهرش توانا می داند ، زيراکه فطرت آدمی نيازمند هماهنگی و تعادل نيروهای درونی و محيط بيرونی اش است و هر انسانی با دقت در احوالات درونی اش می تواند آنرا برآورده سازد. نويسنده از کيفيت بی نامی نام می برد که با آن می توان راه بی زمان ساختن را يافت . کيفيت بی نامی که نه تنها در يک بنا ظهور می کند و به جاودانگی اش می انجامد بلکه حتی در لبخند  طبيعی کوليان رقصان در جاده يافت می شود .او می گويد : من به ميزانی که از اين کيفيت برخوردار باشم آزادم

در مورد اين کتاب همين بس که هر انسانی را به معماری وامی دارد ،آن هم يک معماری جاودانه .

کلام کتاب بسيار روان و زيباست و تحليل الگوهای مختلف در آن برای من به شخصه جذاب است :

حياطی که شکلی مناسب دارد به انسان کمک می کند که در آن زندگی را دريابد .

عوامل موثری را که در حياط درکارند در نظر يگيريد ، بنيادی ترين آنها اين است که مردم در پی نوعی فضای باز خلوت اند که بتوانند زير آسمان بنشينند ، ستاره ها را تماشا کنند ، از آفتاب لذت ببرند ،و شايد گل بکارند. اين واضح است . اما بعضی نيروهای ظريف هم در کارند . مثلا اگر حياطی خيلی تنگ و محصور باشد و چشم اندازی نداشته باشد ، انسان احساس ناراحتی می کند و دوست دارد به جايی ديگر برود ...نياز دارد به جايی وسيع تر و جايی دورتر نگاه کند . از طرفی انسان فرزند عادت است .

 اگر هر روز ضمن زندگی روزمره اش ،از حياطی عبور کند ،آن حياط برايش مانوس می شود ،جايی طبيعی می شود که بايد به آنجا رفت ... و از آن استفاده کرد . اما حياطی که فقط يک مدخل داشته باشد ،جايی باشد که هر وقت اراده کرديد به آنجا برويد ، جايی مانوس نيست و معطل و بی استفاده می ماند ... . مردم غالبا به جاهای عادی می روند . از طرف ديگر ، یکباره و مستقيما از فضای داخل به فضای خارج رفتن زنندگی خاصی دارد ... . اين زنندگی هرچند زياد نيست ،آن قدر هست که شما را از اين کار باز دارد . اگر ميان آن دو فضا واسطی سرپوشيده ،اما نيمه باز مثل ايوان يا رواق باشد ، از لحاظ روانی فضای واسط ميان درون و بيرون هست که آرام آرام بيرون رفتن و به حياط رسيدن را بسيار ساده تر و آسان تر می کند ... .

 

اگر حياط منظری به فضايی بزرگتر داشته باشد ، راه دسترسی به اتاقهای مختلفی از ميان آن بگذرد ، و رواق يا ايوانی داشته باشد ، اين نيروها می توانند يکديگر را تعديل کنند . منظر رو به فضای فراختر می تواند آنجا را فضايی راحت تر کند ، و راههايی که از ميان آن می گذرد  موجب انس گرفتن به آن می شود ، ايوان موجب می شود بتوان بيشتر بيرون و به فضای باز رفت و کم کم حياط همان جای دلپذير هميشگی می شود . اما در حياطی که درآان خبری از الگوهی مدخل ، گذرها و چنين رواقی نيست ، نيروها طوری با هم در تضادند که هيچ يک نمی تواند با ديگری يا با خود به تعادل برسد .

مثلا حياط مرده ای را درنظر بگيريد که از همه طرف به ديوار محدود است ، و هيچ ايوانی يا فضای واسطی ميان فضای داخل و خارج ندارد ، و فقط يک مدخل دارد .

در اين محل نيروها با هم در تضادند . انسان دوست دارد بيرون برود ، اما محافظه کاری که او را به طلب فضايی واسط ميان داخل و خارج وا می دارد ، مانع او می شود . دوست دارد بيرون بماند ، اما ترس از فضای خفقان آور و بسته (حياط مرده) به داخل بازش می گرداند .

می خواهد در حياط باشد ، اما فقدان گذرهايی در حياط که فضاهای پيرامون را بهم مرتبط کند ، آنرا به جايی مرده بدل می کند که کمتر در معرض ديد است ، او را به خود نمی خواند ، و در عوض آکنده است از برگهای زرد و گياهانی فراموش شده . اين حياط در يافتن زندگی به او کمکی نمی کند بلکه فقط موجب تنش می شود ، سرخورده اش می سازد و تضادهايش را تشديد می کند .

صفحه ۹۲-۹۴

 

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٤


سومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران

پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري :

 ارگ بم اسفند امسال ميزبان ميهماناني است كه براي شركت در سومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي به اين شهر تاريخي سفر مي كنند.

سومين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران كه از سوي پژوهشكده ميراث فرهنگي برگزاري مي شود بر پايه برنامه هاي پيش بيني شده شش روز به طول مي انجامد.


بررسي روند شكل گيري فضاهاي معماري و شهرسازي ايران در بستر تاريخ ، زبان و بيان معماري و شهرسازي ،محيط معماري و شهرسازي ،سبك شناسي ، معماري و شهرسازي و شهرسازي معاصر ايران از مهمترين سرفصل هايي است كه در اين كنگره به بحث گذاشته مي شود.


نخستين كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران اسفند سال 74 و دومين كنگره فروردين سال 78 در ارگ بم برگزار شد

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٤


معرفی کتاب

 

 

 

 

معماري و انديشه نقادانه

 وين اَتو

مترجم : امينه انجم شعاع

انتشارات فرهنگستان هنر

 

وين اتو، مؤلف كتاب، در مقدمه، دليل اين تحقيق و تأليف را چنين عنوان ميكند: «تحقيق حاضر كه به بررسي جنبههاي مختلف مرتبط با نقد معماري ميپردازد، به قصد عينيت بخشيدن به مقوله مهجور نقد معماري آغاز شده و با تمركز بر موضوعات اصلي مورد بحث در نقدهاي گوناگون، به طبقهبندي انواع و در نتيجه، هدفمند كردن اين مقوله خواهد پرداخت... دليل ديگر انجام چنين تحقيقي، به حضور پررنگ و پرتعداد نقد معماري در مطبوعات تخصصي و غيرتخصصي... و نيز به حضور پررنگ آن در عرصه آموزش معماري ـ جايي كه نقد به عنوان شيوة اصلي آموزش در آتليههاي طراحي مدارس معماري، در جريان استـ مربوط ميگردد... از ديگر دغدغههاي ضمني تحقيق، ميتوان اميد به ايجاد تأثيرات احتمالي بر كيفيت محيط ساخته شدة اطراف و نيز بروز واكنشهاي آگاهانهتر در مخاطبين را نام برد.»

اما مؤلف كتاب در ادامه از برآورده نشدن اهداف در مسير تحقيق سخن ميگويد و ميافزايد: «آنچه در اين مسير حاصل شد، تنها حقشناسي عصيانگرانهاي بود كه هر نوع واكنش ابراز شده از جانب مخاطبين را نسبت به محيط ساخته شدة اطراف، نقد معرفي ميكرد.»


در مقدمة مترجم اين كتاب، وين اتو، چنين معرفي شده است:



«وين اتو، كه داراي درجة دكتري در رشتة معماري است، علاوه بر تأليف و انتشار كتابهاي مذكور، مقالات زيادي نيز در زمينة معماري، معماري بومي، حفظ و نگهداري آثار تاريخي و البته نقد معماري، به رشتة تحرير در آورده كه در مجلات گوناگون به چاپ رسيده است. وي در پروژههاي تحقيقاتي زيادي همكاري داشته كه از جمله مهمترين آن، ميتوان به پروژهاي در زمنيه آموزش معماري، تحت عنوان «چگونه تاريخ را نياموزيم» كه با همكاري چارلز مور ـ استاد و معلم وين اتوـ تهيه شده و در ژورنال آموزش معماري امريكا به چاپ رسيده، اشاره كرد. وين اتو، كه سالها مدرس مباني نظري نقد معماري در دورههاي كارشناسي ارشد و دكتري در دانشكدة معماري دانشگاههاي ويسكانسين ـ ميلواكي، تگزاس در آستين و ايالت لوئيزيانا بوده، در سال 1993 بازنشسته شده و از آن پس به انجام فعاليتهاي طراحي و احداث ساختمانهايي با استفاده از سيستمهاي به كارگيري انرژي طبيعي، در حومة كاليفرنيا مشغول است.»


مترجم كتاب، امينه انجم اانتشارات فرهنگستان هنر در مقدمه اين كتاب، كه در هفت فصل نقد، نقد معماري، نقد تفسيري، نقد توصيفي، بلاغت زبان نقد، عرصههاي حضور نقد و پايان نقد، تدوين شده ، آورده است: «با توجه به اين كه آداب نقد معماري همواره در هالهاي از ابهام و پيچيدگي قرار داشته و اين مسئله خود، هم علت و هم معلول عزلت و گوشهنشيني آن در عرصه تحقيق و پژوهش بوده است، انتشارات فرهنگستان هنر به ترجمه و نشر كتاب حاضر كه از معدود منابعي است كه مستقيماً به حوزة نقد و معماري پرداخته، اقدام كرده است. اين كتاب ضمن ارائه تصويري روشن از صور نقد آثار معماري با معرفي و دستهبندي روشهاي متداول آن، ايجاد خودآگاهي نسبت به چگونگي استفاده از نقد در مباحث نقادانه معماري را به دنبال داشته و با پديد آوردن معرفتي مشترك ميان منتقدان و معماران، از ابهام گفتوگوهاي ميان آنها پرده برميدارد.»

وين اتو، مؤلف كتاب، در مقدمه، دليل اين تحقيق و تأليف را چنين عنوان ميكند: «تحقيق حاضر كه به بررسي جنبههاي مختلف مرتبط با نقد معماري ميپردازد، به قصد عينيت بخشيدن به مقوله مهجور نقد معماري آغاز شده و با تمركز بر موضوعات اصلي مورد بحث در نقدهاي گوناگون، به طبقهبندي انواع و در نتيجه، هدفمند كردن اين مقوله خواهد پرداخت... دليل ديگر انجام چنين تحقيقي، به حضور پررنگ و پرتعداد نقد معماري در مطبوعات تخصصي و غيرتخصصي... و نيز به حضور پررنگ آن در عرصه آموزش معماري ـ جايي كه نقد به عنوان شيوة اصلي آموزش در آتليههاي طراحي مدارس معماري، در جريان استـ مربوط ميگردد... از ديگر دغدغههاي ضمني تحقيق، ميتوان اميد به ايجاد تأثيرات احتمالي بر كيفيت محيط ساخته شدة اطراف و نيز بروز واكنشهاي آگاهانهتر در مخاطبين را نام برد.»

اما مؤلف كتاب در ادامه از برآورده نشدن اهداف در مسير تحقيق سخن ميگويد و ميافزايد: «آنچه در اين مسير حاصل شد، تنها حقشناسي عصيانگرانهاي بود كه هر نوع واكنش ابراز شده از جانب مخاطبين را نسبت به محيط ساخته شدة اطراف، نقد معرفي ميكرد.»


در مقدمة مترجم اين كتاب، وين اتو، چنين معرفي شده است:



«وين اتو، كه داراي درجة دكتري در رشتة معماري است، علاوه بر تأليف و انتشار كتابهاي مذكور، مقالات زيادي نيز در زمينة معماري، معماري بومي، حفظ و نگهداري آثار تاريخي و البته نقد معماري، به رشتة تحرير در آورده كه در مجلات گوناگون به چاپ رسيده است. وي در پروژههاي تحقيقاتي زيادي همكاري داشته كه از جمله مهمترين آن، ميتوان به پروژهاي در زمنيه آموزش معماري، تحت عنوان «چگونه تاريخ را نياموزيم» كه با همكاري چارلز مور ـ استاد و معلم وين اتوـ تهيه شده و در ژورنال آموزش معماري امريكا به چاپ رسيده، اشاره كرد. وين اتو، كه سالها مدرس مباني نظري نقد معماري در دورههاي كارشناسي ارشد و دكتري در دانشكدة معماري دانشگاههاي ويسكانسين ـ ميلواكي، تگزاس در آستين و ايالت لوئيزيانا بوده، در سال 1993 بازنشسته شده و از آن پس به انجام فعاليتهاي طراحي و احداث ساختمانهايي با استفاده از سيستمهاي به كارگيري انرژي طبيعي، در حومة كاليفرنيا مشغول است.»

مترجم كتاب، امينه انجم شعاع، در قسمتهاي ديگري سبب اصلي ترجمة اين كتاب را شكها و ترديدهايي ميداند كه هر گاه خواسته واژه نقد و معماري را به كار برد در ذهنش بيدار شده و ميافزايد: «اما سبب فرعي آن فقدان ملالآور منابع فارسي و كمبود شگفتآور منابع لاتين در اين زمينه ميباشد.» وي دربارة اين كتاب مينويسد: «اين كتاب كه در سال 1978 منتشر شده است، از معدود منابعي است كه مستقيماً به حوزة نقد آثار معماري پرداخته و تصويري روشن از صور نقد معماري و بنيادهاي نظري هر يك ارائه داده است. كتاب، مرجع بسيار معتبري است و در ديگر كتب نظري لاتين در رشته معماري، نام آن به دفعات در فهرست منابع ذكر شده است.»شعاع، در قسمتهاي ديگري سبب اصلي ترجمة اين كتاب را شكها و ترديدهايي ميداند كه هر گاه خواسته واژه نقد و معماري را به كار برد در ذهنش بيدار شده و ميافزايد: «اما سبب فرعي آن فقدان ملالآور منابع فارسي و كمبود شگفتآور منابع لاتين در اين زمينه ميباشد.» وي دربارة اين كتاب مينويسد: «اين كتاب كه در سال 1978 منتشر شده است، از معدود منابعي است كه مستقيماً به حوزة نقد آثار معماري پرداخته و تصويري روشن از صور نقد معماري و بنيادهاي نظري هر يك ارائه داده است. كتاب، مرجع بسيار معتبري است و در ديگر كتب نظري لاتين در رشته معماري، نام آن به دفعات در فهرست منابع ذكر شده است.»

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٤


لايه هاي اطلاعاتي

 

 

محسن کمالی (کارشناس ارشد معماری)

 

            با آغاز قرن بيست و يكم، انقلاب الكترونيك به يك حقيقت قابل لمس تبديل شده است. بزرگراه هاي اطلاعاتي شبكه هاي الكترونيكي جهان گستر، در حال تغيير سيستم هاي اطلاعاتي، اقتصادي وصنعت اطلاع رساني هستند.

 اين بازارهاي جديد پويا، طيف گسترده اي از واكنش ها را نزد معماران و طراحان داخلي ايجاد كرده است. كاربران حرفه اي و كارفرمايان خصوصي چيزي بيش از آخرين فن آوري روز را مي خواهند. انقلاب ديجيتال بر پايه هم زماني، غير مادّيگرايي، بي واسطگي و جهاني شدن، شكل گرفته است.

 اين حركت به سمت تمدن ديجيتال، چيزي بيش از انحطاط و جايگزيني بخشي از فرهنگ شفاهي ما با تصوير را شامل مي شود.

 به قول فيلسوف فرانسوي پاول ويريليو: "سرعت، فضا را مي سوزاند و از بين مي برد. با ارتباطات از راه دور، عصر مدرن به سرعت تمام عياري رسيده است. هر چيز زنده، مستقيم و در زمان واقعي مي باشد".

 چيرگي بر زمان و فاصله در آن واحد، فعاليت شخصي را كامل كرده و آن را افزايش مي دهد. ابداعات واقعي عصر اطلاعات به ارائه داده هاي الكترونيك مرتبط است. معماري به يك اسطوره تاريخي، اگر نه غير ضروري، يقيناً نامعلوم تبديل شده است.

 همان طور كه معمار هلندي، رم كولهاس به طعنه و كنايه در مقاله تئوري خود، "كوچك، متوسط، بزرگ، فوق بزرگ" در سال 1995، بيان كرد: "عقل تركيبي ما مي تواند تبديل به كاريكاتور شود؛ مطابق نظر دريدا ما نمي توانيم كامل باشيم. بر طبق نظريه باودريلارد، ما نمي توانيم واقعي باشيم، مطابق نظريه ويريليو، ما نمي توانيم آنجا باشيم. بيانات نامتناسب براي ادعاي بيچارگي درباره كامل بودن، واقعي بودن و آنجا بودن".

 

در واكنش به اين جهان ديجيتال، معماري به صورت فزاينده اي شخصي مي شود: به قول منتقد آمريكايي هربرت موسچمپ: "مانند سورئاليست ها، به نظر مي رسد كه اين معماران تصميم دارند تا مرز بين واقعيت بيداري و وضعيت رويايي را با هم تركيب كنند".

 

مطرح ساختن اين پرسش در مورد پيشرفته ترين شيوه ها براي ايجاد فضاهاي تازه، به نوبه خود پرسش ديگري مطرح مي سازد؛ و آن اينكه كيفيت و درجه علمي اين نو آوري هاي معطوف به طرح فضاهاي امروزين شهري تا چه حد است به خاطر بياوريم كه پيش تر، معماري ساختار زدا ناگهان از شبكه هاي علمي آن سوي مرزها سر برون آورد و پژوهشگران در دهه 1970، جسورانه طرح معماري را خارج از فضاهاي اقلديسي، بيرون از هندسه دكارتي و بدون استفاده از پرسكتيو تك چشمي مطرح ساختند. هم اينان با تقبل مسئوليت ناشي از ورود  به فضاهاي ناهمگون بيان جديدي از معماري  دست يافتند كه مورد پذيرش اكثريت طراحان- به ويژه جوانان- قرار گرفت.

 

حال اينك در برابر آنان، گروهي ديگر از پژوهشگران بينش تاز اي از پيكربندي فضايي را مطرح مي سازند؛ فضايي كه شبكه تعلقات خود را به زبان و مكان، از طريق استفاده از شناخت فرا ساختاري داده هاي محيطي بررسي مي كند. به عبارت ديگر، فضا علل وجودي خود را از طريق كاوش در فرا ساختارهاي مكاني و موجود مطرح مي كند.

 

تعريف شيوه طراحي اين فضا از طريق اكتشاف ارتباطات ممكن و موجود با فرا ساختارهاي محيطي، شهري، اقتصادي و رويدادهاي مبتني بر دلالت هاي معنايي مربوط به برنامه طراحي است و سرانجام نيز بافت اصلي خود را در شبكه اي از تعلقات واقعي و ممكن تكميل مي كند اين استراتژي در عين حال خواستار فضايي است مستقل از سبك گرايي و تقليد از نمادهاي از پيش ساخته شده مبتني و منطبق گرايي فرسوده ي متعلق به دوران مدرنيسم و پست مدرنيسم.

 

 منبع:

رساله كارشناسي معماری UNRICC

محسن كمالي

 

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٤


ارتباط ميان هزاران تكه

 

 

 

به نظر شما من مردي عالم و فرهيخته هستم ؟

زيگانگ جواب داد: البته مگر نيستيد؟

كنفوسيوس گفت: به هيچ وجه ،من فقط به رشته اي دست يافته ام كه بقيه رشته ها را به هم پيوند مي دهد.

According to Confucius , there is one single thread that

binds all substance.

In a World full of complexities,can we aspire regulate the course and spirit of the new millennium ?

Exploring the interactions of the flow of information ,we wonder if we can emerge through enlightment and attain a plausible Understanding of the truth and events in this hegemonic stream of sophisticated data.

The third millennium will require an open excursion in to different layers for mankind  To reach a unified message.

 

 

مي توان هنر را، راهي براي ايجاد پيوند ميان تمامي فرهنگها، تفكرات و هويت جوامع مختلف دانست.

 

 شايد بتوان گفت كه كنفوسيوس به هنر سخنوري دست يافته بود، كه از آن به عنوان رشته اي ياد كرد كه مي توان بقيه رشته ها را به هم پيوند دهد. و وظيفه ما مشخص كردن چگونگي اين عمل بوسيله هنر معماريست.

 

پيوند دادن و يافتن راهي براي ايجاد ارتباط ميان هزاران تكه و دالانهاي تو در تو، همان رشته ايست كه كنفوسيوس به آن دست يافته، و امروز، دغدغه ما نيز راهيست براي ايجاد ارتباط ميان حجم انبوه تفكرات، انديشه ها، فرهنگ ها در دنياي امروز .

 

سردبیر مجله معماری

محسن کمالی

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٤


درون لايه هاي هزار تو، صورت قالب

درون لايه هاي هزار تو، صورت قالب

 

Inside The Fold,The Form Of The Form  (Bott Simone)

 

Folding In Architectural

 

فولدينگ يك روند شكلي است كه براي ربط عناصر ناهمخوان و مختلف در يك ناحيه يا ساختمان در يك تركيب چند لايه اي و پيوسته صورت مي گيرد.

اين شيوه يك طرح نظري نيست.در سطح عملي ،فولدينگ ميتواند در مورد مسائل گوناگون طراحي به كار رود.از جمله مواردي كه در آن عناصر مختلف براي متصل شدن به هم به روشي نيازمند هستند كه در آن درز يا شكاف وجود نداشته باشد.فولدينگ به دو دليل عمده مي تواند سبك قابل قبول باشد:

نخست آنكه مبتني بر علم گرافيك جديد است و زيبا شناسي دكانستراكتيويست نتايج شكلي جديدي به دست مي دهد و همچنين عمليات گرافيكي را با هم تركيب كرده و به صورت تركيب هاي غير قائم در مي آورد.

 

فولدينگ به عنوان يك چهار چوب فلسفي ماهيت معماري را  روشن و آشكار مي كند.اين نه به عنوان پديدهاي كاملا تصميم گرفته شده و اتفاقي،بلكه خود امري بديهي است همانگونه كه امور بي نظم و بي هدف با پديدهاي اتفاقي تفاوت دارد.معماري فولدينگ با شكلهاي كاملا اتفاقي متفاوت است.

شرايط معماري به صورتي است كه نه شكل به صورت كامل تصادفي است و نه به طور ذاتي  داراي معناست بلكه اين نوع معماري را مي توان اساسا به عنوان (شبه تصادف)تلقي كرد.

 

كساني كه مجله فولدينگ در معماري دوره 63 را مطالعه كرده اندممكن است اصلاحات فني همچون نقطه انعطاف،هندسه توپولوژي و علاقه به شبكه هاي فولد دلوز را بخاطر داشته باشند.

استدلال ما از فولدينگ چيزي شبيه اين موضوع است:معماري پست مدرن يك واكنش در برابر معماري مدرنيسم بود.

 

در اين مباحث كار معمار به كارگيري (ناهماهنگي هاي ناهموار)-كلاژ است.اثر بايستي به صورتي كه ممكن است، هم به لحاظ فرم ناهمگون و هم در ظاهر شكسته شده باشد.

 

انتقاداتي كه عليه معماري دكانستراكتيويست صورت گرفت با نظر ها و ادعاهاي لين باعث شد كه او فولد را جاگزين شكلي براي كلاژ پيشنهاد كند.در نظر او اين جايگزيني ،جهت يكپارچه كردن عناصر نامرتبط و برنامه طرح در يك تركيب چندگانه انعطاف پذير و هماهنگ  صورت مي گيرد.

 

ماهيت فولدينگ بر اين نظريه ها استوار است كه به طور غير پيوسته عمل مي نمايد ولي يك طريقه پيوسته بهتر از طريقه ناسازگار است.اين نكته مي تواند ادعاي لين را مبني بر به كار بردن هندسه توپولوژيك براي خلق سطوح تا شده كه ناپايدار و انعطاف پذير هستند حاصل نمايد.

 

طرح مركز انجمن نارا در ژاپن طرح بهرام شيردل نمونه اي از شواهدي بر معماري فولدينگ مي باشد همچنين مي توانيم به طرح پارك ربستاك پيتر آيزنمن كه يك طرح مسكن شهري در فرانكفورت است اشاره كنيم.

در طراحي فولدينگ،سطح ساختمان خود را براي انواع جديدي از بيان آزاد مي نمايد ولي بدون پيچيدگي كه مقياس انساني را از دست داده و نتيجه آن شبيه به مونومان هاي مدرنيسم مي شود.

 

 

 

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٤


گزارش برگزاری مراسم جایزه بزرگ معمار84

 

 

مؤسسه معمار نشر، با حمايت مالي شركت سوپرپایپ و چند شركت توليد صنايع ساختماني پنجمين دوره‌ی جايزه بزرگ معمار را، با عنوان «معمار 84» برگزار كرد. این مراسم ويژه بهترين آثار اجرا شده در زمينه ساختمان‌هاي عمومي اعم از دولتي و خصوصي(به استثناي ساختمان‌هاي درماني و واحدهاي تجاري كوچك)بود، كه پس از سال1380 به پايان رسيده‌اند. هدف از برگزاری آن، حمايت از حركت‌هاي پيشرو و تعالي‌بخش در معماري كشور و مستندسازي تحولا‌ت معماري معاصراست.
در این مراسم ابتدا سهیلا بسكی، مدیر موسسه معمار نشر، به معرفی۴۰ طرح‌ رسیده پرداختند كه به قرار ذیل است:


16 ساختمان اداري اعم از دولتي و خصوصي يا با كارفرمايان خاص مثل شركت سرمايه‌گذاري و مسكن، سه مجموعه ورزشي، سه موزه، چهار ایستگاه قطار شهری، سه ساختمان آموزشی، دو رستوران، یك پاركینگ طبقانی، یك نمایشگاه مبلمان، یك سفارتخانه، یك سركنسولگری و یك ساختمان نیروگاهی، پنج مورد طرح‌هاي بازسازي، به طوری كه بناها كاملا فرو ريخته و هيچ چیز از آنها باقي نمانده بود و یك مورد نیز ساختمانی كه تقريبا شكل آن حفط شده و بيشترين تغييراتش دروني و معماري داخلي بود.

 
سهیلا بسكی در رابطه با طرح‌های بازسازی گفت: «‌هيئت محترم داوران به اتفاق آرا قبول كردند كه اين طرح‌های بازسازی در مسابقه شركت كنند، به دليل اهميت طراحي در این ساختمان‌ها و محدودیت‌های آن و نیز به دلیل ضرورت تشويق حفظ ساختمان‌هاي قديمي»
سپس كارهای منتخب داوران اعلام شد:


۱- طرح شماره ۴، مسجد كارخانه سیمان بوشهر، كار محمد جواد عرفانیان جم،


۲- طرح شماره ۶، ایستگاه قطار شهری گلشهر، كار مهندسان مشاور هم گروه، طراحی فرزد روزپی، كارفرما شركت راه آهن شهری تهران و حومه،


۳- طرح شماره۱۱، ایستگاه قطار شهری در مشهد، كار مهندسان مشاور مهرآزان، طراحی بهروز پاكدامن، كارفرما شركت راه آهن شهری مشهد،


۴- طرح شماره۱۶، هنرستان دخترانه پاپلی، كار گروه معماری پادیاو پارت، طراحی بهرام شكوهیان، كارفرما بنیاد خیریه كاكوئی خلعتبری در لندن


۵- طرح شماره ۲۰، دفتر مركزی پاژنگ خودرو، كار دفتر معماری حریرچی و همكاران، طراحی زند حریرچی، كارفرما مهدی حاجی میری،


۶- طرح شماره ۲۴، رستوران تودی، كار گروه معماری پادیاو پارت، طراحی بهرام شكوهیان، كارفرما آقای ابوالقاسمی


۷- طرح شماره ۲۷، ساخمان تله متری و كنترل از راه دور آب تهران، كار شركت هسته طراحی،


طراحی سام تهرانچی، كارفرما شركت آب و فاضلاب تهران،


۸- طرح شماره ۳۰، نمایشگاه انبار و مبلمان، كار دفتر معمار بن ساز، طراحی محمد مجیدی، كارفرما حسین و حسام قندچی،


۹- طرح شماره ۳۳، سركنسولگری ایران در فرانكفورت، كار مهندسان مشاور نقش جهان پارس، طراحی هادی میرمیران، كارفرما مهندس حمیدرضا نیك كار اصفهانی، مدیر كل احوال و ساختمان و پشتیبانی وزارت امور خارجه،


۱۰- طرح شماره ۳۵، مجموعه ورزشی در ساری، طراحی ارشیا شعله و آرش مظفری، كارفرما وزارت كشور،


۱۱- طرح شماره ۳۶، ساختمان اداری نیكان، طراحی ارشیا شعله و آرش مظفری، كارفرما موسسه نیكان،


۱۲- طرح شماره ۳۸، سفارت ایران در توكیو، كار مهندسان مشاور باوند، طراحی حسین شیخ زنده‌گو، كارفرما مهندس حمید نیك كار اصفهانی، مدیر كل اموال و ساختمان وزارت امور خارجه
سپس سهیلا بسكی از طرف همكاران معمار و مجله معمار و همینطور حامیان جایزه بزرگ معمار ۸۴ از همه
شركت كنندگان در این رقابت تشكر و برندگان را اعلام كرد:


رتبه اول: طرح شماره 30، نمايشگاه و انبار مبلمان، كار دفتر معماري بن‌ساز با 24 امتياز، طراحي محمد مجيدی


رتبه دوم: طرح شماره 27، ساختمان تله متري و كنترل از راه دور آب تهران، با 19 امتياز، كار شركت هسته طراحي، طراحي سام تهرانچی


رتبه سوم: طرح شماره 16، هنرستان دخترانه پاپلي، با 7 امتياز، كار گروه معماري پادياو پارت،
طراحي بهرام شكوهيان


رتبه چهارم: طرح شماره ۶، ایستگاه قطار شهری گلشهر، با ۶ امتیاز، كار مهندسان مشاور هم گروه،


طراحی فرزد روزپی
رتبه پنجم به طور مشترك:
۱- طرح شماره ۲۰، دفتر مركزی پاژنگ خودرو، با ۵ امتیاز، كار دفتر معماری حریرچی و همكاران،
طراحی زند حریرچی
۲- طرح شماره ۳۵، مجموعه ورزشی در ساری، با 5 امتياز، طراحی ارشیا شعله و آرش مظفری،

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٤


معرفی برگزيدگان جايزه معمار

جایزه بزرگ معمار 1384

 

 

برگزیدگان پنجمین دوره جایزه بزرگ معمار، ویژه بهترین آثار اجراشده در زمینه ساختمان‌های عمومی اعم از دولتی و خصوصی (به استثنای ساختمانهای درمانی و واحدهای تجاری كوچك) كه پس از سال 1380 به پایان رسیدهاند، جمعه 20 آبان­ماه، طی مراسمی به شرح زیرمعرفی شدند:

 

 

رتبه اول
نمایشگاه و انبار مبلمان
كار دفتر معماری بن‌سار
طراح: محمد مجیدی

رتبه دوم
تله‌متری و كنترل از راه دور آب تهران
كار شركت هسته طراحی
طراح: سام تهرانچی

رتبه سوم
هنرستان دخترانه پاپلی
كار گروه معماری پادیاوپارت
طراح: بهرام شكوهیان

رتبه چهارم
ایستگاه قطار شهری گلشهر
كار مهندسان مشاور همگروه
طراح: فرزد روزپی

رتبه پنجم به طور مشترك
دفتر مركزی پاژنگ خودرو
كار دفتر معماری حریرچی و همكاران
طراح: زند حریرچی
و
مجموعه ورزشی در ساری

طراحان: آرش مظفری و ارشیا شعله

 

  
نویسنده : محسن کمالی ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٤


تمام حقوق اين مجله متعلق به نويسندگان آن است و استفاده از مطالب با ذکر نام نويسنده و قرار دادن لينک "مجله معماري A+D" بلامانع است.

Copyright© art-architect.persianblog.ir . All rights reseved